محمد مهدى ملايرى
210
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
از آنجا كه كلمهء ابزار در كتابهاى لغت عربى در مادهء بزر ذكر شده و ظاهر آن هم به صورت جمع عربى است و از آن فعلى هم به صورت بزر مشتق شده ، در فرهنگهاى عربى آن را جمع عربى پنداشته و مفرد آن را بزر يا بزر نوشتهاند . « 1 » و تنها بعضى از لغتنويسان كه به معرّب بودن اين كلمه آشنا بوده و اصل فارسى آن را مىشناختهاند از اين اشتباه مصون ماندهاند ، مانند جواليقى كه در كتاب المعرّب ( ص 19 ) و هم در كتاب « تكملة اصلاح ما تغلط فيه العامة » ( ص 24 ) تصريح نموده كه ابزار فارسى - معرّب است و جمع بزر نيست . استاد سعيد نفيسى در فرهنگنامهء پارسى پس از اشاره به اين امر كه فرهنگنويسان فارسى اين كلمه را مأخوذ از تازى و جمع بزر دانستهاند با اينكه به اين امر توجه نمودهاند كه ابزارى كه در زبان فارسى در اين مورد به كار مىرود همان كلمهاى است كه مرادف افزار و اوزار است ، باز از اين نكته غافل ماندهاند كه ابزارى كه در عربى در اين مورد به كار مىرود همان كلمه فارسى افزار و اوزار است نه كلمهاى ديگر ، و به اين جهت نوشتهاند كه « اين تصادف در استعمال كلمهء مفرد فارسى درين معنى و كلمه جمع تازى در همين معنى باعث شده است كه فرهنگنويسان ابزار به اين معنى را مأخوذ از تازى دانستهاند » . مطلب ديگرى كه دربارهء معرّبات فارسى پيوسته بايد مورد توجه باشد مسأله اشتقاق در زبان عربى و لغزشهائى است كه ممكن است از اين راه براى محققان پيش آيد . زبان عربى به سبب خاصيتى كه دارد خيلى به آسانى كلمات خارجى را نه تنها به هيأت عربى بلكه به صورت يك ماده اشتقاق عربى درمىآورد . اين خاصيت از آنجا سرچشمه مىگيرد كه عربى يك زبان اشتقاقى است . در زبان فارسى و زبانهاى همگروه آن كه زبانهاى تركيبى شناخته شدهاند ايجاد كلمههاى جديد يا شكلهاى مختلف از يك كلمه با افزايش و تركيب
--> ( 1 ) . « البزر و البزر و التابل . قال يعقوب : و لا يقوله الفصحاء الا بالكسر و جمعه ابزار و ابازير جمع الجمع ، و بزر القدر : رمى فيها البزر » « لسان العرب » در قاموس هم ذيل مادهء بزر به معنى تابل آن را مفرد ابزار دانسته .